تبليغاتX
4 years
     لینک دوستان


      روزنامه ظهر uni
      بهترین دوستم
      الاغی که یونجه رو می فهمید...!
      یک سردبیر...!!!
      دونده!...!!!
      بکارت! نه
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ







 RSS 



4 years



سیگ بعد از سک
چهارشنبه چهارم آذر 1388-7:37 PM

فکر کن با یک مرد درهم بیامیزی و وقتی اتیش ها خوابید درحالی که اون داره تخم هاش و میخوارونه ، تو تنهایی یک گوشه از سیگارت لب بگیری و اون مواظب باشه بو سیگار نگیره!

پ.ن : بهتر که ادم خود.ارضایی کنه تا اینجوری سک س کنه


 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



؟!!
چهارشنبه چهارم آذر 1388-4:21 PM

یک روز دیگه هم داره تمام میشه !

شادام و سرخوش...

نه متنفر و متعفن !

یکی از بزرگترین هام و یاد گرفتم! ارزش خاطره خوب!

چقدر تا امروز احمق بودم...

چقدر خوش ام!



 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



مرد ها و غار ها
یکشنبه یکم آذر 1388-3:53 PM

بدجوری دچاره احساس ضعف شدم.مدت ها بود تا این حد بهش دچار نشده بودم...

نمیدونم چی درسته ، چی میخواهم ؟ حتی نمیدونم اینده در بهترین حالت ممکن چی دوست دارم باشه!

این جریان مرد ها و غار هاشون سخت من و درگیر میکنه!

چقدر سخت وقتی اون تو هستن نری پیششون و نگی دلتنگشون هستی و دوست داری بیان بیرون و نشون ندی از اون غار متنفری ، چون  میدونی بهترین کار اینکه بیرون واستی و واسه یک شام دوستانه خودت و امده کنی!چون وقتی میان بیرون حالشون عالی!

پ.ن : از اون سخت تر بیرون کشیدن یک مرد غار نشین از غاری که بهش عادت کرده ...



 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



کمر باریک من
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388-7:28 PM

کمر باریک من
شام تاریک من
بیا به نزدیک من
بیا به نزدیک من
صلح و صفا کن ، جفا دیگر بسه
با ما وفا کن ، کمر باریک
الهی‌ ماند این ، الهی‌ ماند این
دل خانهٔ تو ، تو بلبل باشی‌ و
دل والهٔ تو ، کمر باریک
کتاب کودکان ، کتاب کودکان
گردد به مدت پر از حرف من و
افسانهٔ تو کمر باریک
تو شاخه پر گلی‌ ، تو شاخه پر گلی‌
من برگ زردم ، تو شور خنده ای
من آه سردم ، کمر باریک
من آه سردم ، کمر باریک
تو خورشیدی و من ، تو خورشیدی و من
سیاره تو ، منو بگذار ، تا
دورت بگردم کمر باریک
کسی‌ که عاشق است ، کسی‌ که عاشق است
از جان نترسد ، دلش از کنده و
زندان نترسد کمر باریک
دل عاشق مثال ، دل عاشق مثاله
گرگ گشنه است ، که گرگ از هی‌ هی‌
چوپان نترسد ، کمر باریک
بلا دختر بلا ، بلا دختر بلای
آسمانی ، گاهی‌ با ما گاهی‌
با دیگرانی‌ کمر باریک
خدایت داده مو ، خدایت داده مو
و روی زیبا ، ولی‌ سنگدل و
نا مهربانی‌ کمر باریک
کسی‌ که عاشق است ، کسی‌ که عاشق است
از جان نترسد ، دلش از کنده و
زندان نترسد کمر باریک
دل عاشق مثال ، دل عاشق مثاله
گرگ گشنه است ، که گرگ از هی‌ هی
چوپان نترسد ، کمر باریک

به ما گفتند در این اهنگ نمیگنجیم رژیم گرفتیم !

باشد که بگنجیم

:دی



 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



الان که بهار نیست!هست؟؟
پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388-6:24 PM

یک دوست قدیمی باور داشت که وقتی بهار میشه ادم ها غرایز جنسیشون شدید گل میکنه!

گیریم حرفش درست!

یکی بیاد به این بدن احمق من بگه هنوز ۴ ، ۵ ماه تا بهار مونده!الان وقت بالا زدن نیست!

این روز ها دارم پاک از دست میرم از دست این ح ش ری شدن ها..

شاید بهتر باشه برم بدم کلا برش دارن جماعتی اسوده بشن!


پ.ن: دلم میخواد از شر این فلسفه دوست پسر داشتن خلاص شم ...


 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



مرد ها دوست داشتنی نیستن!!!
دوشنبه بیستم مهر 1388-8:34 AM

پسر بچه ها دوست داشتنی هستن

پسر ها بزرگ میشن اما هنوز پسر بچه هستن و دوست داشتنی

پسر ها دوست دختر میگیرن اما هنوز پسر بچه هستن و دوست داشتنی

پسر ها عاشق یکی از دوست دختر هاشون میشن اما هنوز پسر بچه هستن و دوست داشتنی

پسر ها میخوان اون دختر خوشبخت کنن پس واسش تلاش میکنن اما هنوز پسر بچه هستن و دوست داشتنی

پسر ها فکر میکنن باید کار کنن تا بتوانن دخترشون خوشبخت کنن اما هنوز پسر بچه هستن و دوست داشتنی

پسر ها شروع به کار میکنن و پول در میارن اما هنوز پسر بچه هستن و دوست داشتنی

پسر ها پولشون خرج دختر محبوبشون میکنن اون ها دیگه پسر بچه نیستن

پسر ها مرد میشن و مرد ها دوست داشتنی نیستن



 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



شنبه هجدهم مهر 1388-11:6 AM

این روز ها همه چی با گذشته فرق کرده. دوستام ، خودم ، عقایدم،ارزش هام، رفتارم ، سرگرمی هام  و حتی بدنم!

تنها چیزی که از گذشته با خودم اوردم بابک ! البته اون هم فرق کرده بزرگ شده کار میکنه پول در میاره ...

و رامین ! هردفعه بهش نگاه میکنم میترسم، میترسم از دستش بدم مثل دوستای دیگم که گمشون کردم !


 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388-10:46 AM

این روز ها با شخصیت مرجان تو پرسپولیس دچار همزادپنداری شده ام!


 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



سه شنبه دهم دی 1387-1:24 AM

امشب با مهیار حرف زدم

پسر دارم از دل تنگی میمیرم با خودش چی فکر کرد که جلو من گریه کرد؟ مگه من چه قدر دل دارم؟

خوب من دلم بوس مهیاری میخواد بغل میخواد دلم یکی میخواد که مهیار باشه

اخ با اون ریشش که ادم و سکسی میکنه

اون چشمای مثلا هیزش که من بهشون ایمان دارم



این روز ها دوباره همه چیز عجیبه

امین و دوست دارم و روز به روز بیشتر بهش اعتماد میکنم

بهترین چیزی که داره اینه که نمیخواد من و درست کنه  از نظرش من عالی هستم  درست مثل باب

همش مواظبم هستش درست مثل جواد اما اون بهم افتخار نمیکنه

میخواد عوضم کنه

چه قدر حالم خوبه

چه قدر حالم بده

...



 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

4 years



سه شنبه سوم دی 1387-9:59 PM

از ته دلم میخوام اشتباه نکنم

ارزو میکنم احساسم بهم دروغ نگه

امیدوارم اشتباه نکنه

دوستش دارم

میگه دوستم داره

این و تو چشماش میبینم

نکنه کور رنگی گرفته باشم

حالم خوبه

این حال و ازم نگیر

اشتباه نکن

ادم باش

متفاوت باش

خودت باش

دوستش دارم

فکر کنم مغزم ضربه خورده

چون میبینم که دوستشون دارم

شاید هم ادم نیستم

تمنا دارم که ادم نباشی

ادم نباشین

دوستون دارم

...



 |  نویسنده : غزل  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته