تبليغاتX
خاطرات uni - 3 روز بعد از جدا شدن از بابک!!!
خاطراتی که نمیتوانم تو دفتر خاطراتم یادداشت کنم اینجا مینویسم...!
دروغگو

اشغال

حیف

برو به جهنم

حتی نمیتوانستم فکرش و بکنم که تو اینقدر ریا کار باشی

حیف رفاقت حیف وقت حیف از اون همه عشق....

برو به جهنم

امیدوارم از زندگی بدون من کمال لذت ببری

دروغگو ، دیدم چجوری بدون من مردی

این بود عشقت؟ رذل!!!

هیچ وقت خودم به خاطره حماقتم نمیبخشم...

 

 من و بابک ۳روز پیش در حالی هنوز عاشق بودیم از هم جدا شدیم. امروز بابک به قدری شاد و سرحال بود که انگار بعد از مدت ها به ارزوش رسیده

ازت متنفرم اقای عاشق دروغگو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:54 PM  توسط غزل |